آشنایی من و او حدودا به ۴ سال قبل بر می گرده !... دل نشین و فهیم بود...خيلي با هم دوست شده بوديم.
خيلي با هم دوست شده بوديم . تا اين كه چند وقتي بود به من پيشنهاد داده بود عقد كنيم
گفت عيد فطر روز خوبيه
من هم راضي شدم
با هم رفتيم سر مزار حاج مهدي زين الدين در گلزار شهداي قم دست در دست هم
به عقد هم در امديم البته از نوع اخوت !
-شايد براي خيلي ها سوال باشه عقد اخوت (صيغه برادري) چي هست ؟
اخوت يعني چي؟
اخوت به معناي برادري است و عقد اخوت يا صيغة اخوت هم پيوندي است كه بين دو نفر بسته ميشود و براي خودش آدابي دارد.
عقد اخوت ميتواند دو تا دوست را كه هيچ پيوند خوني و فاميلي با هم ندارند تبديل به دو برادر كند. يعني حقوقي را بر گردن طرفين بگذارد و يكجوري دوستي و رفاقت را ثبت رسمي و دائمي كند.
دو نفر كه از نظر روحي و فكري نزديك هستند و احساس ميكنند كه ميتوانند اين رفاقت را سالها ادامه دهند، ميتوانند طرفين اين عقد بيمهريه و هزينه باشند!
برقراري اين پيوند، اتفاق جالبي است كه ميتواند رخ دهد و نتايج مناسبي داشته باشد.
حق و حقوق ما چي شد؟
اگر نگاهي به متن صيغة برادري بيندازيد چيزهايي از حق و حقوق دو طرف دستگيرتان ميشود. طبق اين متن دو طرف همة حقهاي برادران خوني را بر يكديگر ميبخشند غير از سه چيز؛ دعا كردن براي همديگر، به ديدار يكديگر رفتن و مهمتر از همه شفاعت كردن از هم در روز قيامت.
همين شرط آخري است كه خيلي ماجرا را مهم ميكند. با يك نفر پيوند برادري ببنديد كه از خودتان كار درستتر باشد. وبال گردن كه نميخواهيد. بايد كسي را پيدا كنيد كه اگر فرداي قيامت كارتان لنگ ماند، طرف بتواند يك كاري برايتان بكند. پس بهتر است دنبال آدمهاي معنوي و با تقوا بگرديد و يك جوري مخ طرف را بزنيد كه حاضر شود با شما عقد اخوت بخواند و بله را بگويد.
دو شرط اول هم جاي تأمل دارد به ويژه اينكه اين روزها، ايميل و sms، جاي ديدار و سركشي به فكوفاميل و دوست و رفيق را گرفته. اگر صيغة اخوت خوانده شد ديگر پيام كوتاه و اين چيزها جواب نميدهد.
در متن عربي، كلمه «زياره» آمده است و اين يعني ديدار و ملاقات از نزديك. يعني بايد چند هفته يك بار هم كه شده به طرف سر بزني. دعا كردنمان هم اين روزها به شدت شخصي شده. همة چيزهاي خوب را براي خودمان ميخواهيم و بعضي وقتها هم اگر بتوانيم يك طوري ديگران را نفرين ميكنيم و به زمين ميزنيم كه ديگر بلند نشوند. ولي آنچه كه در دينمان توصيه شده، دعا براي ديگران اعم از فاميل و دوست و همسايه است. ظاهرا يكي از راههاي اجابت شدن دعا همين است.
برادر صيغهاي كه شديد نميتوانيد از زير دعا كردن براي همديگر شانه خالي كنيد و صد البته اين خيلي به نفعتان است.
اول بله، بعد عمليات
در سالهاي جنگ، عقد اخوت حسابي در بين رزمندهها رواج داشت و گاهي تعداد كساني كه به يكباره برادر ميشدند بيشتر از ده نفر ميشد. فكرش را بكنيد يك دفعه كلي داداش پيدا كنيد.
شايد يكي از مهمترين علتهاي آن هم اين بود كه هر لحظه ممكن بود يك نفر از جمع شهيد شود و يك تير يا تركش كافي بود. به همين دليل خيلي از اين عقد اخوتهاي سالهاي جنگ در شبهاي عمليات يا در مواقع حساس و زير آتش دشمن اتفاق ميافتاد. دستها را روي هم ميگذاشتند و بله را ميگفتند و آنوقت هر كس شهيد ميشد بايد بقيه را هم شفاعت ميكرد و با زور هم كه ميشد با خودش ميبرد بهشت.
بسيجيهاي زرنگ هم اينطور وقتها دنبال يك نفر ميگشتند كه به قول خودشان نور بالا بزند و شهادتاش نزديك باشد. سريع يقة طرف را ميچسبيدند و هر طور كه بود صيغه ميخواندند.
عقد اخوت
بچهها براي جاري ساختن عقد اخوت، يا به صورت دوتايي به گوشهاي خلوت ميرفتند تا به جز خدا، كسي از عهد ميان آنان مطلع نشود، يا از روحاني گردان ميخواستند تا صيغه را بينشان جاري سازد. داداشهاي صيغهاي محرم اسرار هم بودند و با هم شرط ميكردند هر كدام را كه خدا طلبيد، بگويد برادري دارم كه هميشه با هم هستيم و تنها جايي نميرويم و حتما شفاعت او را هم نزد خدا بكند. آنان در هنگام خواندن صيغه برادري با هم قرار ميگذاشتند كه از همه حقوق برادري صرفنظر كنند و ببخشند مگر حق شفاعت، دعا و زيارت.


